سردار جنایت کار به دادگاه نرسید
تاریخ: 2020/02/11
سردار جنایت کار به دادگاه نرسید, 
یک گزارش یک خیال. گزارش، روزهای زندگی درنده ای که کشته شدگان انباشته برهم و شهرهای ویران او را دردانه ولی فقیه کرده بود روایت می کند وخیال، داستان مردی بودکه مغزهای کوچک را جادو می نمود. 
چرایی بمنظور تلاش هر چه بیشتر در مبارزه و شتاب دادن به ان برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی را می توان همین کشته شدن قاسم سلیمانی دانست. هرچه زودتر بتوان قدرت را از نظام اخوندی و سپاهی گرفت. زورمندانی چون سلیمانی خواهند بود تا گستره جنایت ها را از دست های گوناگون و پنهان این رژیم در یک دادگاه بازگو نمایند و این گونه به ژرفای سیاه چال نظامیان حاکم رفت و بی نوایی حکومت دینی را در ساختن و توانایش در ویرانگری نه از مخالفان و دشمنان اش که از کار گزارانش شنید.
این فرمانده سپاه را میتوان با سمت ها وپسوندها به اسمان برد یا در لجنزارها دفن نمود اما نباید فراموش کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی است که می تواند سرسپرده دیگری را جایگزین وی نماید تا در اغاز لنگان وسپس با پرورش مزدوران تازه به انسان کشی ادامه دهد بی انکه نگران ثروتی باشد که از ان ملت است و به هدر می رود و نسل ها توانشان نه برای ابادی ایران بلکه برای ادامه اشغالگری از ایران تا هرجا که مردمان ان سرزمین پروانه دهند، بکار گرفته می شود.
اگر سپاهیان پاسدار در عمق استراتژیک می توانند رجز بخوانند و خاک مرده بر شهرهای اشغال شده بپراکند، تنها از ناتوانی این سرزمین ها نیست. ایرانیان نیز از این که ارایش شهرهایشان موتور سواران تفنگ بدست و خودروهای جنگی است باید به خود بلرزند.
می توان روزها در جادوی این ریش سفید سپاه قدس گذراند و خانه ها و دلها را از نفرت برای هیچ و شیون برای مردگانی که تباه کننده جانهاست به سوگ نشست. فردای ان خاکسپاری می باید روزهایی که میلیون تن را ناکارمد نمود ومیلیون ها ساعتی که بدون فراورده به پایان رسیده را به حساب نشست و روزهایی اینده را بر چرخ فرسوده اقتصاد رانتی که هر روز هزاران له شده دارد به ماتم نشست.
تاریخ پر است از تاریکی هایی که نور بر انها تابیده نشده و از حافظه تاریخی بیرون رفته و عبرتی که گرفته نشده. باورمندانی که جان ها را مانند علف هرز لگدمال کردند و مزدشان را با غارت مالها و بردگی اسیران به شادی پای کوبیدند و سنگهای بهشت شان روی هم گذاشتند.
خون خواهان می بایست چشم به راه روزی باشند که مانندهای سردار رژیم در دادگاهی به پلید اندیشی و خشونت ورزی با سرافرازی بپردازند- مسخ شدگی جایی برای شرمنده گی نمی گذارد- و ببیند که ملتی را شرمنده خواهند نمود که چگونه چنین درنده خوی هایی سالها ایران را اشغال نموده بودند و پختگی ملتی که چگونه گامی بلند به دنیای مدرن خواهد گذاشت و انتقام را از اندیشه و کنش بیرون خواهد برد و فراموش نخواهد کرد هر زمان اموزه رواداری را از یاد برده، گرفتار روزگارتلخ و رنج اوری شده که بیرون امدن از ان نسل ها را تباه و بی اثر می نماید. 
دادگاهی که برای کیفر نیست برای پند اموزی است.
ژانویه ۲۰۲۰ افشار مختاری