فمینیسم ایرانی و جنبش براندازی
تاریخ: 2020/04/16

(برگرفته ازکیهان لندن: فمینیسم ایرانی و جنبش براندازی )

فمینیسم ایرانی و جنبش براندازی
پنج شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ برابر با ۱۶ آپریل ۲۰۲۰
مهناز همدانیان – فمینیسم یعنی چه؟ فمینیست چه کسی است؟ رابطه فمینیسم ایرانی و جنبش براندازی چیست؟
ساده‌ترین تعریف از فمینیسم آن را چنین تعریف می‌کند: «فمینیسم، گستره‌ای از جنبش‌های سیاسی، ایدئولوژی‌ها و جنبش‌های اجتماعی است که هدفی مشترک را دنبال می‌کنند. تعریف، برقراری و دستیابی به سطحی از حقوق زنان که در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، شخصی و اجتماعی، با مردان برابر باشد. این هدف شامل تلاش برای برقراری فرصت‌های برابر برای زنان در آموزش، پرورش و اشتغال برای زنان است.»
بدین ترتیب، فمینیست نیز (فارغ از جنسیت) به کسی گفته می‌شود که خواهان برقراری و رسیدن به برابری حقوق زنان در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با مردان است.
زنان ایرانی برای رسیدن به این خواسته تلاش‌های بسیار کرده و اقدامات زیادی انجام داده‌اند. تاریخ مبارزات زنان ایران برای از بین بردن بی‌عدالتی‎ها، تبعیض‌ها و نابرابری‌هایی که تنها به دلیل جنسیت و زن بودن به آنها تحمیل شده تاریخ پر فراز و نشیبی است. اما شاید بتوان گفت مبارزات زنان ایران برای به دست آوردن آزادی و حقوق اولیه انسانی‌شان دست کم از صد سال پیش آغاز شده است. هرچند که پیش از آن نیز برخی زنان بودند که در برابر جبر و تبعیض مردانه، جسورانه می‎ایستادند و مقاومت می‌کردند.  اما مبارزاتی که بتوان آن را یک جنبش مبارزاتی نامید، تقریبا از نزدیک به صد سال پیش شکل گرفت.
در مسیر پر فراز و نشیبی که دیوارهای ضخیمی‌ از سنت‎های مقدس و باورهای مذهبی نابرابر، همانند سدی عظیم بر سر راه زنان قرار داشته و دارد، رسیدن به برابری حقوق انسانی کاری بس دشوار است. در این چرخه معیوب، افتادن، بلند شدن، پیش رفتن، وقفه و درجا زدن امری اجتناب‌ناپذیر است. زنان در این راه دراز، برای رسیدن به خواسته و حقوق اولیه‎شان، اقدامات سازنده و اثرگذار بسیاری انجام داده‌اند. از اعتراضات خیابانی و مدنی، و درست کردن مدرسه دخترانه گرفته، تا انتشار نشریه.
نوشتن و مجله منتشر کردن و تولید محتوا، به عنوان امکانی برای آگاه ساختن زنانی که تعریف و شناختی از حقوق خود نداشتند، آنهم در جامعه‌ای که درصد بسیار اندکی از زنان سواد خواندن و نوشتن داشتند شاید بهترین راه ممکن برای تغییر دادن جامعه نباشد، اما همین اقدام تنها راه ممکن و شروعی برای تغییرات بنیادین و بزرگتر در جامعه بوده است.  زنان پیشرو و برابری‎خواه ایران در حدود ۱۰۰ سال گذشته، با وجود موانع و محدودیت‌ها، مجلات و نشریات متعددی برای زنان و درباره زنان منتشر کرده‌اند. مدرسه‌ها ساختند و انجمن‎ها تاسیس کردند.
امروزه بسیاری از فمینیست‎ها برای ایجاد تغییر، اقدام به تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی همچون فیسبوک، اینستاگرام، تلگرام و… می‌کنند. به بحث گذاشتن و به چالش کشیدن مباحث فمینیستی و تبعیض‎های جنسیتی در شبکه‌های اجتماعی، هرچند که کافی نیست، برای جامعه‌ای همچون ایران اما لازم و ضروری است چرا که در جامعه ما امکان به بحث گذاشتن این مباحث و نقد کردن و به چالش کشیدن انواع تبعیض‎های جنسیتی موجود، در دانشگاه‌ها وجود ندارد. بحث‎ها و نقدهای صورت گرفته در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی راه را برای ورود به جامعه حقیقی باز و هموار می‌کند. و بدین ترتیب، این بحث‎ها وارد زندگی حقیقی افراد نیز می‌شود و هرچند اندک اما کم‌کم تاثیرش را می‎گذارد.
شاید بتوان گفت بزرگترین دستاورد فمینیسم در ایران این بود که حتی مردان امروزی باورهای مردسالارانه کمتری نسبت به مردان نسل گذشته و پدرانشان دارند و نگرش آنها نسبت به حقوق زنان و برابری حقوق زن و مرد بسیار تغییر کرده‌ است. امروزه بسیاری از مردان، باورها و دیدگاه‌های برابری‌خواهانه‌ نسبت به مادران، خواهران و همچنین همسران خود دارند. حال آنکه تا همین یک نسل پیش، چنین چیزی بسیار به ندرت در میان مردان ایرانی دیده می‌شد.
به عنوان نمونه، درصد بسیار کمتری از مردان امروزی در ایران به حجاب و اجباری بودن آن برای همسر، خواهر و یا مادرانشان باور دارند. حال آنکه تا همین یک یا دو نسل پیش، با وجود اجباری نبودن حجاب از سوی حکومت، این مردانِ بسیاری از خانواده‎ها بودند که حجاب را برای زنان خانواده‎هایشان اجباری می‌کردند.
مساله حجاب و اجباری بودن آن یکی از مهمترین مباحث در موضوع برابری حقوق زن و مرد است. اجباری بودن حجاب در جمهوری اسلامی و اصرار حکومت، همراه با صرف هزینه‎های مادی و معنوی بسیار، برای اجباری نگه داشتن آن یکی از بزرگترین تبعیض‎ها و عامل اصلی بسیاری از تبعیض‌های دیگر علیه زنان است.
واقعیت این است که قوانین برگرفته از  شریعت اسلامی در جمهوری اسلامی، هرگز اجازه رسیدن به برابری زنان و مردان را نمی‌دهد. در چارچوب حکومت جمهوری اسلامی که ماهیت وجودی‎اش در اسلام و با قوانین اسلامی گره خورده است، هرگز نمی‎توان به برابری و رفع تمامی‌ اشکال تبعیض علیه زنان رسید.
اگر به آیات گوناگونی که رسما حقوق زنان را پایین‌تر از مردها می‌بینند رجوع کنیم می‌بینیم هیچ اثری از برابری جنسیتی در آنها وجود ندارد.
تلاش‌های بسیار و متمادی فمینیست‌های ایرانی پس از انقلاب، این حقیقت را نشان داد که رسیدن به برابری حقوق زن و مرد، و جمهوری اسلامی «با هم» امکانپذیر نیست.
امروزه بخش بزرگی از فمینیست‎های ایران که روزگاری در قالب اصلاحات به دنبال تغییر و اصلاح قوانین تبعیض‌‏آمیز بودند به این نتیجه و یقین رسیده‌اند که برای رسیدن به برابری، گذار از جمهوری اسلامی امری لازم و اجتناب‎ناپذیر است.
باورهای مردسالارانه و تبعیض‌های سیستماتیک که اساس و بنیان این نظام اسلامی را تشکیل می‎دهد، مانع از هرگونه «اقدام موثر» برای رفع تبعیض‎های جنسیتی و رسیدن به برابری حقوق زن و مرد می‎شود.
در تمامی‌ سال‌های حیات جمهوری اسلامی، به همان اندازه که زنان سعی در آگاهی رساندن و انجام اقدامات موثر (هرچند شاید ناکافی) کردند، جمهوری اسلامی نیز به صورت هدفمند، سعی در تخریب «فمینیسم» و «فمینیست‎‎»ها کرد و تلاش کرد تا بار معنایی منفی‎ای برای این واژگان ایجاد کند. در نتیجه، واژه «فمینیسم» در جامعه ما نه تنها یک ارزش اجتماعی محسوب نمی‌شود بلکه یک ضدارزش نیز به حساب می‎آید. هنوز در ایران هستند زنان جوان و تحصیلکرده‎ای که با اکراه تاکید می‌کنند «فمینیست» نیستند و با وجود اینکه خواهان رفع بسیاری از این تبعیض‎های صرفا جنسیتیِ اعمال شده علیه خودشان هستند، اما از به کار بردن نام «فمینیست» برای خودشان فرار می‌کنند.
فمینیسم درواقع یک رویه و نوعی نگرش به زندگی است. هر زنی که این را درک می‎کند که تنها به دلیل اینکه یک «زن» است حقوق و جایگاهش با حقوق و جایگاه پدر، برادر، همکار و در مجموع با یک شهروند مذکر متفاوت است و برابر نیست و به این نتیجه رسیده که باید برای حقوق برابر و فرصت‌های برابر بایستد، اقدامی‌انجام دهد و مبارزه کند، آگاهانه یا ناآگاهانه یک اقدام فمینیستی انجام می‌دهد. این خودآگاهی جنسیتی همان آموزه و نگرشی است که فمینیسم می‎خواهد گسترش دهد.
فمینیسم در ایران سه دوره‎ی پیش از مشروطه، پس از مشروطه و پس از جنبش سبز را تجربه کرد و زنان ایرانی در جنبش‎های مختلف مدنی و سیاسی مشارکت داشتند. فمینیست‌های ایرانی در این سال‌ها تجربیات منحصر به فردی به دست آورده‌اند که همین دستاوردها سبب ایجاد تفاوت دیدگاه مرد مسلمان ایرانی نسبت به زن و جایگاه زن در جامعه، با دیدگاه مردان مسلمان ترک و یا عرب منطقه نسبت به زن و جایگاه زن شده است. این نگرش برای فمینیسم در ایران یک دستاورد محسوب می‌شود.
همین که حتی دولتمردان حکومتِ به شدت مردسالارِ جمهوری اسلامی برای کسب رای و به دست آوردن محبوبیت و مشروعیت (هرچند مقطعی و کوتاه) ناچارند در ظاهر هم شده  به زنان و خواست‌های زنان ارج بنهند و وعده احقاق حقوق زنان را بدهند، یک دستاورد برای جنبش زنان ایران و فمینیسم در ایران است.
این دستاوردها شاید هنوز به هدف اصلی که همانا برابری حقوق زن و مرد در جامعه است منجر نشده، اما تاثیراتش را در بطن جامعه و حتی در میان برخی از خانواده‌های سنتی‎تر نیز گذاشته است. اهمیت این تاثیرات زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم این تغییرات در کشوری با حاکمیت عمیق مردسالارانه در لایه‌های مختلف اجتماعی آن، روی داده است.
در پایان، جنسیت نباید در زندگی انسان‌ها عاملی تعیین‌کننده برای جایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ آنها باشد. همانگونه که نژاد و قومیت نباید عامل تعیین کننده برای این جایگاه‌ها باشد.اما  متاسفانه با وجود تمامی‌ تلاش‌های صورت گرفته، هنوز راه درازی تا رسیدن به برابری زن و مرد در تمامی‌ مراحل زندگی سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی در پیش داریم که مهمترین گام، گذشتن از نظام مردسالارِ اصلاح‌ناپذیری است که تبعیض سیستماتیکِ جنسیتی، از ارکان اصلی آن است.