سیاست بدون پشتوانه ی فرهنگ وهنرراه به جایی نمیبرد
تاریخ: 1398/08/23
 برای دگرگونیهای بُنیادی یا نوزاییِ فرهنگی، حتا برای خواسته هایِ ناچیز سیاسی؛ نخست باید ذهن و خیال مردم را به جُنبش درآورد. باید امید و آرزوهای آنها را برای یک زندگیِ بهتر، ازنو زنده کرد. اگر مردمی دارای آگاهی و شناخت از تاریخ و فرهنگ خود گردند و بدانند چرا به بیماری بیگانه پرستی و زوال اندیشه دُچارگشته اند. آنگاه دارای آرمان و آرزو می گردند و امید به آینده درآنها زنده می گردد. چنان مردمی می توانند ساختارهای دروغین و سّد و بندهای بیهوده ی زندگی را درهم شکسته و دگرکون سازند. درآن شرایط است که میتوانند واقعّیات تازه ای را در راستای pآرمان و آرزوهای تاریخیِ خود فراهم آورده و آینده ی بهتری را به ارمغان آورند.
 ازاین رهگذراست که مهمترین ابزارراهگشا برای یک حزب یا تشکیلات پیروزمند سیاسی، تاریخ وفرهنگ وادبیات و فلسفه وهنر است. یک حزب سیاسی بدون این پشتوانه های فرهنگی، نمی تواند درمیان مردم نفوذ کند که ازارزش واحترام بالایی برخوردارگردد. حزبی که تاریخ دان باشد و فلسفی بیاندیشد، می تواند موجبِ رشد و شکوفائیِ فرهنگیِ مردمش گردد. تشکیلاتی که شناخت درستی ازخود وتجربه های تاریخیِ کشورش نداشته باشد، نمی تواند سیاستهای درازمدت(استراتژیک) یا حتی هدف های کوتاه مدّتِ ( تاکتیکیِ) روزمّره اش را به پیش ببرد. یعنی یک انسان سیاسی یا سیاستمدار خوب و برجسته بدون شناخت از فرهنگ و فلسفه و تاریخ، هرگزسیاستمدارخوب و برجسته ای نخواهد شد. از اینجااست که پشتوانه ی موضع گیریهای سیاسی واجتماعی، بدون پشتوانه  ی فرهنگی و فلسفی و تاریخی، سیاست بازیهای کودکانه یا سرگرمیهای سیاسی خواهد بود. 
 بدینجهت است که حزب باید آگاهانه و پیگیر کارکمیته ی فرهنگی یا شاخه یِ فرهنگیِ حزب را دردستورکار خود قراردهد. شاخه یا کمیته ی فرهنگی می تواند به همراه فعالیت های سیاسیِ روزمّره اش، کارآموزش فرهنگی را هرچه بیشتردرمیان هموندان وهواداران حزب آغاز کرده، رشد و گسترش دهد. با آموزش وشناخت فرهنگ وتاریخ و فلسفه است که کادرهای کارآزموده یِ حزبی پرورش خواهند یافت. وهرکادر حزبی، خود موتورحرکتی برای به حرکت درآوردنِ دوستان و پیرامونیان خود درراستای هدفهای استراتژیک حزب خواهد شد. 
 ازآنجا که هرسازمان وحزبی اگرتوانایی داشته باشد که برمبنای تحلیل مشّخص ازشرایط مشّخصِ تاریخیِ سرزمینش برنامه ریزی کند. سیاستهایش به واقعیت نزدیکتر خواهد بود و شانس پیروزی و موفقیت بیشتری خواهد داشت. وازآنجا که تاریخ، زنجیره ی واقعیات تاریخی است. اگرمردمی از واقعیات راستین تاریخیِ خود به دورافتند. یعنی اگر تاریخ واقعی و راستین یک مردمی دچار تحریف و دروغ گردد. چنین مردمی دچارزوال اندیشه وغرق درخرافات ودروغ خواهند گشت. آنگاه روشنگران و احزاب سیاسیِ، باید با توّجه به این بیماریِ تاریخی، چاره سازی کرده، سّد و بندهای بیشماری را ازپیشِ روی بردارند. نخُست باید تحریف و دروغ ها را از واقعّیات راستین تاریخی تمیز بدهند تا بتوانند به ژرفای واقعیت های جامعه پِی ببرند. چون برروی تاریخ تحریف شده ودروغ نمی توان آینده ی بهتری ساخت. 
 اگربا نگاهی ژرفتربه تاریخ نگاه کنیم می بینیم ازدوران تازش تازیان و پس ازشکست درجنگهای خونین و چیرگیِ دین و شریعت اسلامی برجامعه و فرهنگ ما، بدبختانه دچارجعل وتحریف تاریخ نیز گشته ایم. میراثخواران بیگانه پرست برای توجیه چپاول و جنایتهای تاریخیِ خود، تلاش کرده، تاریخی سراسر تحریف شده ودروغ را موازی با تاریخ راستین ما به نگارش درآورند. شوربختانه تحریف کنندگان تاریخ ودروغنویسان ضّد ایرانی، همچنان به کارشان ادامه داده ومیدهند. آنها آنچنان این جعلیّات و دروغ هارا نهادینه کرده اند که گروههای سیاسی و روشنگران ما نتوانسته اند به ژرفای این فاجعه ی خانمانسوزِتاریخی پِی ببرند.
 اکثرروشنفکران و گروههای سیاسیِ ما که شناختی ازتاریخ وفرهنگِ راستین خود ندارند، درراستای همان تاریخ جعلی وتحریف شده، بدون توجه به آن جعلیّات ودروغهای تاریخی فعّالیّت میکنند. اما نمی دانند بدون فلسفی اندیشیدن وشناخت تاریخ راستین و ازنو زنده کردن فرهنگ اصیل ایرانی، همچنانکه فاجعه یِ 57 را آفریدند، درآینده هم بجای سازندگی و پیشرفتِ جامعه، فاجعه های دیگری را خواهند آفرید.
 این تحریف های تاریخی تا آنجا پیش رفته و خلق و خوی مردم ما را دگرگون کرده است که حالا نمی توانیم تاریخ راستینمان را باورکنیم. باور کنیم که هرودوت پدرتاریخ در 2500 سال پیش گفته بود: تنها مردمی که دروغ نمیگویند و پیمان شکنی نمی کنند ایرانیان هستند. پس زمان آن رسیده است که  بیاندیشیم که اگر چنان مردمی بوده ایم، چه شده است که حالا مردمی دروغگو و پیمانشکن گشته ایم؟ چرا اینهمه بی هوّیت گشته ایم که برای چپاولگران و کشندگان نیاکانمان سینه وزنجیرمی زنیم؟ 
 روشن است مردمی که تاریخ، فرهنگ و دین جعلی برآنها چیره گردد. به مرورزمان خود آنها هم مردمی جعلی و دنباله رو می گردند. 
بدینجهت ما مردم ایران به کمک احزاب مترقی وآزادیخواه نیازبه یک خانه تکانی یا یک نوزایش فرهنگی داریم تا بتوانیم دوباره آب ازجوی رفته را به جوی برگردانیم. 
 14  نوامبر2019  مغان بینالودی