گزارش حضور شاهزاده رضا پهلوی در نشست دفتر پژوهش
تاریخ: 2020/03/29
    شاهزاده رضا پهلوی دعوت دبیرکل و شورای مرکزی حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) برای حضور در جلسه دفتر پژوهش حزب را پذیرفتند و عصر روز یکشنبه 29 ماه مارس 2020 در جلسه اینترنتی این دفتر شرکت کردند و به پرسش های دبیرکل و چند تن از هموندان حزب پاسخ دادند. در این نشست بیش از یک صد نفر از اعضای حزب مشروطه در خارج از کشور و نیز چند تن میهمان از سازمان ها و گروه های دیگر از جمله شبکه فرشگرد، رنسانس ایرانی و جنبش فرکیانی حضور داشتند.
    آنچه می خوانید گزارش فشرده ای از چکیده سخنان شاهزاده رضا پهلوی در این نشست می باشد.
    در آغاز خانم هایده توکلی دبیرکل حزب به شاهزاده رضا پهلوی خوش آمد گفت و ضمن سپاسگزاری و مسرت از حضور ایشان یادآوری کرد این اولین بار است که شاهزاده به ما افتخار داده و در کنار خانواده برون مرزی حزب مشروطه در برنامه دفتر پژوهش شرکت دارند. اما به دلایل امنیتی نتوانستیم هموندان داخل کشور را وارد این جلسه کنیم. 
    سپس آقای بابک قطبی مسئول دفتر پژوهش گزارشی درباره روند کار دفتر پژوهش ارائه داد و گفت این دفتر که شانزده سال پیش به پیشنهاد زنده یاد داریوش همایون برای آشنا شدن هموندان با سیاست های حزب و نیز بررسی رویدادهای ایران ایجاد شد، در برنامه های خود تاکنون با دعوت از اندیشمندان و فعالان سیاسی از طیف های مختلف هم اندیش و دگراندیش امکان سخنرانی و بیان دیدگاه های آن ها برای اعضای حزب را فراهم آورده است. هدف کلی چنین دعوت هایی یافتن خط مشترک برای مبارزه با جمهوری اسلامی و رسیدن به دمکراسی و مردمسالاری در کشورمان ایران بوده است.
    آنگاه خانم توکلی از علاقه و گرایش روزافزون مردم ایران به ویژه جوانان به شاهزاده رضا پهلوی با وجود تبلیغات منفی و پی در پی رژیم اسلامی در چهار دهه گذشته سخن گفت و با اشاره به این که داریوش همایون حزب مشروطه ایران را حزبی برای امروز و آینده ایران دانسته اند، نظر شاهزاده را درباره حزب مشروطه و جایگاهی که برای آن در آینده می بینند جویا شد.
    شاهزاده رضا پهلوی اظهار داشتند بحث کلان تری هست و آن این که اگر بخواهیم مجموعه تجربیات گذشته در پنجاه سال گذشته را ورق بزنیم و بحرانی که منجر به شرایط فعلی شده است را مرور کنیم، مساله مشارکت مردم را می بینیم. توجه من به آینده است و این که می خواهیم کشور را در آینده چگونه ببینیم و این که مردم چگونه در سیاست گزاری ها مشارکت داشته باشند. وسیله مشارکت مردم هم احزاب سیاسی هستند. در کشورهای دمکراتیک احزاب هستند که برنامه ارائه می کنند و پس از پیروزی در انتخابات اداره حکومت را در دست می گیرند. امروز می بینیم که با وجود افکار مختلفی که در بین ایرانیان از چپ و راست هست ولی مخرج های مشترک نیز از جمله سکولاریسم وجود دارد. باید به این امر بیندیشیم که پس از از هم پاشیدن حکومت جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان و انجام رفراندم برای تعیین شکل حکومت و رسیدن به مرحله برگزاری اولین انتخابات برای مجلس شورای ملی چه می خواهیم بکنیم. برای این زمان ما باید زمینه تحزب را در جامعه فراهم کنیم. کافی نیست فقط بگوییم این حکومت را نمی خواهیم. باید حکومت فردی را کنار گذاشت و سیستم محوری را کار گذاشت. سوال کلیدی که همه باید پاسخگوی آن باشیم این است که نقشه راه را چگونه تنظیم کنیم تا بتوانیم مرحله به مرحله جلو برویم. 
    نکته دیگر این که من فکر می کنم بخش کوچکی از اپوزیسیون در خارج از کشور است و اکثریت در داخل است که به اجبار باید به صورت زیرزمینی کار کنند. ما باید انعکاس صدای اپوزیسیون داخل در خارج باشیم. شرایطی که امروز در آن هستیم قابل مقایسه با دو سال پیش نیست. امروز شکل گیری یک حرکت بسیار وسیع تر امکان پذیر است. موضوع کلیدی که تا امروز با آن روبرو بودیم مساله اصلاح طلبی بود که مشخص شد امیدی به آن نیست و امروز موضوع سکولاریسم مورد قبول همه است و باید به همدیگر از زاویه همکاری نگاه کنیم و نه حذف یکدیگر.
    شاهزاده در بخش دیگری از سخنان خود گفتند من کوچکترین دغدغه ای برای گرفتن هیچ پست و مقامی ندارم و کوشش می کنم بیشتر به عنوان مدافع حقوق، یک وکیل از جانب مردم باشم و دغدغه های مردم را به گوش مسئولان حکومتی و دولتی برسانم. انتخاب مسوولان مملکتی باید بر اساس شایسته سالاری باشد و نباید در آینده یک نفرعهده دار مسوولیت همه امور باشد. ما امروز یک دشمن مشترک و در آن واحد یک هدف مشترک داریم. اگر کمکی از من برآید بی تردید انجام خواهم داد.
    خانم توکلی این پرسش را مطرح کرد که اگر قرار باشد رهبری فردی کنار گذاشته شود و سیستم محوری اجرا شود نیاز به ائتلاف اپوزیسیون است. مساله این است که چگونه اپوزیسیون را به ائتلاف برسانیم و ائتلاف اپوزیسیون تا چه حد شدنی است؟
    شاهزاده در پاسخ اظهار داشتند تفاوت بین افراد و جریاناتی که در آینده یک روز برای کسب قدرت فعالیت می کنند، شرایطی را ایجاد می کند که هرکدام زیر پرچم و طبق مرامنامه خود عمل و فعالیت کنند ولی اول باید شرایط آن فعالیت مهیا شود و موارد آن مرحله شویم و بعد به این مسایل بپردازیم. این امر باید دغدغه همه گروه ها و افراد باشد. در غیر این صورت در هوا داریم حرف می زنیم. باید به آن مرحله برسیم که هر گروه برای خود و هدف های خود فعالیت کند ولی هنوز به آن مرحله نرسیده ایم. در نتیجه باید دیالوگ میان سازمانی داشته باشیم تا به آن شرایط برسیم. امروز ما با نسل جدیدی روبرو هستیم که در دوره انقلاب به دنیا نیامده بود. این نسل جدیدی می بیند که مسایل مهمتری وجود دارد.از نظر این که در آینده اشتباهات گذشته تکرار نشود باید گذشته را بررسی کامل کرد ولی نباید در گذشته گیر کنیم و باید به فکر آینده باشیم. مهمترین تجربه ای که کشور ما می توانست به آن دست یابد متاسفانه حکومت مذهبی بود. ما امروز یک حکومت انگیزاسیون در ایران داریم که اگر این تجربه را نداشتیم فاقد آن بودیم. میزان تجربه ای که دو نسل در ایران از حکومت مذهبی به دست آورده در هزار و چهارصد سال گذشته سابقه نداشته است. مهم آینده ای است که با آن روبرو هستیم. آیا حزب چپ یا حزب راست با آزادی های اجتماعی، با آزادی مذاهب، با برابری زن و مرد، با سکولاریسم موافق است یا نه. بر پایه همین مشترکات می توان کار مشترک انجام داد. ضمانت اجرایی این مسایل و این موارد با شما با تک تک ما است. شما به عنوان شهروند مسوول هستید که از این موارد حفاظت کنید. دست معجزه گری نیست که از پشت کوه قاف بیاید و همه مشکلات را حل کند. من آینده را بسیار مثبت می بینم. فقط یک فاکتور در این میان است و آن فرهنگ کنونی است که در مواردی نیاز به تغییر و تصحیح دارد. نباید ناسیونالیسم را بهانه ای برای حمله به دیگران دانست. نباید ایرانی بودن را وسیله ای علیه دیگران به کار بریم. ما باید در جستجوی صلح و آرامش باشیم. ما تا زمانی که منافع ملی مان مطرح است کوشش می کنیم بهترین روابط را با همسایگان و کشورهای دیگر جهان داشته باشیم. رفتار امروز ما نشان می دهد که آیا ما لیاقت آینده بهتر را داریم یا نه.
    دبیرکل حزب پرسشی از سوی یکی از هموندان داخل ایران مطرح کرد که آیا دولت در تبعید کارساز است؟
    شاهزاده پاسخ دادند خیلی ها این پرسش را مطرح کرده اند و در واقع از سی سال پیش هم این پرسش مطرح بوده است. مخالفت من با این موضوع بر این پایه است که اولا مطرح شدن نام دولت مساله اجرای قوانین و برنامه ها را پیش می آورد. دوم این که ادعای دولت در تبعید را دنیا باید به رسمیت بشناسد، یعنی اگر به دولت های بزرگ و همه دولت ها بگوییم ما را به جای جمهوری اسلامی بپذیرید. آن ها هم خواهند پرسید شما بر چه پایه ای و در چه انتخاباتی این دولت را ساخته اید؟
    نکته دیگر این که اعلام نام افراد عضو در این دولت سبب تفرقه بیشتر می شود که چرا این فرد در این دولت هست ولی آن فرد دیگر نیست. من نیازی به تشکیل دولت در خارج نمی بینم. برای این که علاوه بر نکته هایی که گفتم نگاه متوجه بیرون از ایران می شود در حالی که ما می خواهیم نگاه به سوی درون ایران باشد. البته یک نمایندگی باید در خارج از کشور باشد که انعکاس صدای داخل باشد. فراموش نکنیم در این سال ها مگر اپوزیسیون کم فعالیت کرده است؟ مگر با دولت ها، با رسانه ها، با احزاب خارجی در تماس نبوده است ولی دنیا به دولت موجود در ایران توجه می کند. دولت ها دنبال منافع خود هستند و وظیفه ما این است که بگوییم در شرایط آزادی و دمکراسی در ایران شما هم منافع خود را خواهید داشت.
    شاهزاده افزودند در عین حال وجود یک دولت در تبعید به معنی صدور دستور برای داخل است که واقع بینانه نیست زیرا بسیاری از فعالین سیاسی در داخل ایران بهتر از ما به شرایط واقف هستند. نکته دیگر این که با توجه به پراکندگی جغرافیایی ایرانیان در خارج از کشور این دولت در تبعید در چه شهری می خواهد مستقر باشد؟
    در ادامه برنامه یکی از حاضران در نشست با بیان این که ما از فضای آزاد برای استفاده از طرح مسایل سیاسی استفاده می کنیم و حضور ما در خارج مبارزه با لابی جمهوری اسلامی را وظیفه ما می سازد از شاهزاده درخواست کرد تا در مورد نحوه مبارزه با لابی جمهوری اسلامی راهنمایی کنند.
    شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ اظهار داشتند همان اندازه که یک لابی می آید و خودش را نماینده یک ایده معرفی می کند، ما هم باید بکوشیم صدای اپوزیسیون برون مرز را به دنیا بشناسانیم. دولت کنونی آمریکا بیش از هر زمانی راغب بوده که صدای اپوزیسیون ایرانی را بشنود. باید کاری کنیم که پیش از آن که یک دولتی بخواهد نظر شهرووندان ایرانی تبار خود را بداند، ما بر پایه نقاط مشترک فعالیت کنیم. این که جمهوری اسلامی را نمی خواهیم مورد مشترک است ولی در این که به کجا می خواهیم برویم تفاوت نظر وجود دارد. 
    بعد از سال ها فعالیت و گفتگو با سناتورها، نمایندگان کنگره و سیاستمداران امریکایی و نیز اروپایی آن ها می گویند هنوز نمی دانیم ایرانی ها چه می خواهند، اما می دانیم چه نمی خواهند. برای نمونه یکی از بحث ها این است که در مورد تحریم بعضی موافق و بعضی مخالف اند. اگر اختلاف سلیقه داریم بین خودمان داشته باشیم و به موارد مشترک بپردازیم. در واقع ما کار رژیم را با اختلاف نظر بین خودمان راحت تر و آسان تر کرده ایم.
    سپس یکی دیگر از هموندان حزب نظر شاهزاده را برای هماهنگ کردن و جهت دادن به مبارزات مردم جویا شد. 
    شاهزاده نظر خود را این گونه بیان کردند که من ارتباطم را با حزب ها و گروه ها دارم و نظر خودم را بیان کرده و می کنم ولی انجام آن مربوط به خود احزاب است. من واسطه و میانجی نیستم و این گفتمان باید بین جریان های سیاسی صورت گیرد ولی من خودم نمی توانم دخالت کنم.
    یکی از هموندان حزب با اشاره به فعالیت دفتر پژوهش حزب مشروطه و بیان این که یکی از نشانه های مشخص حزب مشروطه این بوده که با دگراندیشان بنشیند و حرف بزند، این پرسش را مطرح کرد که آیا حرکتی که حزب مشروطه انجام داده نباید مورد قبول دیگران باشد و آن ها هم با دگراندیشان به صحبت بنشینند.
شاهزاده رضا پهلوی اظهار داشتند جریان های فکری که از آن صحبت می کنیم طیفی از چپ تا راست هستند. چه در طیف کسانی که جمهوریخواه هستند چه در طیف پادشاهی خواهان همه چپ یا راست نیستند. من آینده ایران را به صورت چند حزبی می بینم. در فردای آن رفراندم که موضوع تعیین رژیم را مشخص می کند برنامه حزب لیبرال دمکرات چه خواهد بود؟ گروهی هم در حزب سوسیال دمکرات تجمع خواهند کرد. حزبی هم در میانه این دو تشکیل خواهد شد. حزب یا سازمان سبز هم از دید ایکولوژی تشکیل خواهد شد. فكر نمی كنم احزاب راديكال به شكلى كه ما می شناسيم وجود داشته باشند. الان صحبت بر سر انتخاب و تشکیل دولت نیست بلکه آزاد شدن مملکت و نجات کشور باید دغدغه همه باشد. این موضوع که چگونه این حکومت را براندازیم و مدیریت دوره گذار را چه کسانی انجام خواهند داد.
    شاهزاده افزودند من در اصل مساله را به سه بخش تقسیم کرده ام. یک: اپوزیسیون که در این سال ها فعال بوده است. دو: خودم برای تشکیل سازمانی به نام ققنوس قدم برداشته ام که گروهی متخصص و کارشناس بتوانند راهکارها و روش ها را به کسانی که در فردای ایران دولت تشکیل می دهند ارائه کنند. سه: در ماه های گذشته هم در صدد این بوده ام که چگونه می توان از افرادی که می توانند طرح هایی را برای مملکت ارائه دهند بدون آن که وارد جزئیات شوند کمک گرفت. این امر به همکاری بین سازمان ها و گروه ها کمک می کند و البته مستلزم تقسیم کار است. حزب مشروطه به عنوان یک حزب و دیگر احزاب هم از الان می توانند تفکر کنند در این فاز چه می خواهیم بکنیم. دغدغه این نیست که اختلاف نظرها را بیان کنیم بلکه نقاط مشترک را بیان کنیم تا دنیا بداند این مملکت بی سرپرست نیست. آلترناتیو ترقه نیست که یک دفعه بترکانیم بلکه روندی است که به تدریج شکل می گیرد. به مقدار زیادی موفقیت این روند بستگی به فعالیت فرد فرد شما دارد.
    آخرین فردی که پرسش خود را مطرح کرد اظهار داشت شصت درصد افرادی که وارد حزب مشروطه می شوند زیر چهل سال دارند این در حالی است که جمهوری اسلامی می کوشد جوانان مملکت را ذهن شویی کند. شاهزاده این مساله را چگونه ارزیابی می کنند.
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ گفتند زمانی مد شده بود و خیلی ها می گفتند ما که سیاسی نیستیم در حالی که سیاسی بودن به مفهوم دخیل بودن در زندگی خود و جامعه است، تا در آینده نگوییم خدا خواسته یا انگلیس خواسته که این طور شده است. ما باید خودمان مسوولیت ها را بپذیریم. هیچ تشکلی نیست که نتواند خود را به روز نگه دارد و بتواند در صحنه باشد. خوشحالم که حزب مشروطه این کار را انجام می دهد . بی تردید دیگر احزاب هم این کار را می کنند. آینده متعلق به جوانان است و باید مسوولیت ها را به آن ها سپرد.
در پایان برنامه خانم توکلی دبیرکل حزب با سپاسگزاری از شاهزاده رضا پهلوی به خاطر حضور در نشست دفتر پژوهش اظهار امیدواری کرد که شاهزاده بار دیگر در نشست این دفتر حضور یابند.